مجله اینترنتی بیر کلیک عمومی سرگرمی و دانستنی ها تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست

تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست

0
3
63
تو نیستی که ببینی ، چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست
لینک کوتاه مطلب : http://birclick.ir/ULCoo

تو نیستی که ببینی ، چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست

تو نیستی که ببینی ، چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست

تو نیستی که ببینی ،

چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست

چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست

چگونه جای تو در زندگی سبز است

هنوز پنجره باز است

تو از بلندی ایوان به باغ می نگری

درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها

به آن تبسم شیرین

به آن تبسم مهر

به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند

تمام گنجشکان

که در نبودن تو

مرا به باد ملامت گرفته اند

ترا به نام صدا می کنند

هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج

کنار باغچه

زیر درخت ها

لب حوض

درون آینه پاک آب می نگرند

تو نیستی که ببینی ، چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست
تو نیستی که ببینی ، چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست

تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است

طنین شعر تو در ترانه من

تو نیستی که ببینی چگونه میگردد

نسیم روح تو در باغ بی جوانه من

چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید

به روی لوح سپهر

ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام

چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر

هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر

به چشم همزدنی

میان آن همه صورت ترا شناخته ام

به خواب می ماند

تنها به خواب می ماند

چراغ آینه دیوار بی تو غمگینند

تو نیستی که ببینی چگونه با دیوار

به مهربانی یک دوست از تو می گویم

تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار …

همچنین بخوانید :   نبرد انسان و گرگ درونش به روایت فریدون مشیری

جواب می شنوم !

تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو

به روی هرچه در این خانه است

غبار سربی اندوه بال گسترده است

تو نیستی که ببینی دل رمیده من

بجز تو ، یاد همه چیز را رها کرده است

غروب های غریب

در این رواق نیاز

پرنده ساکت و غمگین

ستاره بیمارست

دو چشم خسته من

در این امید عبث

دو شمع سوخته جان ، همیشه بیدارست …

تو نیستی که … ببینی …

فریدون مشیری

فریدون مشیری و اشعارش :

مشیری سرودن شعر را از نوجوانی و تقریباً از پانزده سالگی شروع کرد. اولین مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگی او با مقدمه محمدحسین شهریار و علی دشتی در ۱۳۳۴ به چاپ رسید.

تو نیستی که ببینی ، چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست
تو نیستی که ببینی ، چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست

خود او دربارهٔ این مجموعه می‌گوید :  « چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا، آن زمان چندین نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سایه)، سیاوش کسرایی، مهدی اخوان ثالث و محمد زهری بودند که به همین سبک شعر می‌گفتند و همه شاعران نامدار شدند، زیرا به شعر گذشته بی‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار سعدی و حافظ و فردوسی را خوانده بودیم، در مورد آنها بحث می‌کردیم و بر آن تکیه می‌کردیم.»

به اشتراک بگذارید...
بارگذاری مقالات بیشتر مرتبط
بارگذاری بیشتر توسط آتریسا
بارگذاری بیشتر در سرگرمی و دانستنی ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش + 17 =

اینم جالبه

مرغ مینا و توانایی فوق العاده آن در تقلید صدا

مرغ مینا و توانایی فوق العاده آن در تقلید صدا مرغ مینا پرنده ای کوچک است که قابلیت بسیار خ…