همراه با کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲

39
همراه با کاروان امام حسین از مکه تا کربلا 2
لینک کوتاه مطلب : http://birclick.com/lwTfW

همراه با کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲

کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲

با توجه به اهمیت و تاثیرات واقعه عاشورا در فرهنگ ما و عدم توجه کافی به عواملی که سالها قبل باعث وقوع این حادثه شد مرا بر آن داشت که این حادثه عظیم را از سالها قبل مورد بررسی قرار داده و نتایج آن را در این سری مطالب با عنوان “همراه با کاروان امام حسین (ع) از مکه تا کربلا ” در این سایت قرار دهم باشد که کور سویی از نور حقیقت در زندگیمان پدیدار شود و راهنمای این جان خسته و دردمندمان گردد . در مطلب قبلی مختصری از زندگانی حضرت اباعبدالله (ع) را مرور کردیم از این به بعد به وقایعی می پردازیم که مقدمه قیام عاشورا گردید . با مجله اینترنتی بیرکلیک همراه شوید .

معاويه با امام حسن(ع) پيمان صلح منعقد ميکند .

در متن پيمان صلح موارد زير مقرر گرديد :

۱ – معاويه طبق دستور قرآن و سيره پيامبر (ص) رفتار كند.

۲ – بعد از معاويه خلافت به امام حسن(ع) يا امام حسين(ع) برسد.

۳ – اهانت و سب اميرالمؤمنين (ع) ممنوع شود.

۴ – بيت المال مسلمين زيرنظر امام حسن(ع) مصرف شود.

۵ – معاويه متعهد مي شود كه مردم و شيعيان شام و عراق و حجاز در امان باشند.

بر خلاف مفاد قرارداد، معاويه فرزند خود يزيد را به ولايت‏عهدى خويش برگزيد و از مردم با زور و فشار براى وى بيعت گرفت. با مرگ معاويه ، يزيد به جاى وى بر حكومت و خلافت جامعه مسلمين نشست و به تمام استانداران و فرمانداران خود نوشت كه از مسلمين بلاد و شهرها به هر طريق ممكن براى وى بيعت بگيرند. همچنين، نامه‏ اى به پسر عموى خود وليد بن عتبه استاندار مدينه نوشت كه از مردم مدينه و به ويژه از سه شخصيت سرشناس، حسين بن على(ع)، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبير براى وى بيعت بگيرد، لكن در مورد شخص حسين بن على(ع) سفارش بسيار نموده بود، كه براى ايشان كمترين مهلتى را روا مدار، اگر پذيرفت كه به مقصود رسيده‏ ايم و گرنه سر او را از بدنش جدا كرده و براى من بفرست . وليد با فرستادن‌ شخصي‌ به‌ نزد امام‌ و ابن‌ زبير  آنها را به‌دارالاماره‌ خواسته‌، و فرمان‌ يزيد را به‌  آنان‌ ابلاغ‌ كرد. امام‌ فرمود: اي‌ وليد تو به‌ بيعت‌ گرفتن‌ من‌ در خفا اكتفاء نمي‌كني‌؟ گفت‌: آري‌چنين‌است‌. فرمود: فكرهايم‌ را مي‌كنم‌ و از مجلس‌ خارج‌ شد.

امام‏ حسين(ع) پس از آنكه از مجلس وليد بيرون آمد تصميم گرفت كه مبارزه خود را با يزيد ادامه دهد ولى نه در مدينه بلكه به صورت يك حركت نظامى و فرهنگى از مدينه تا كربلا. با اين توصيف، براى جذب و هدايت نيرو جهت عمليات در مقصد مشخص يعنى كربلا، به همراه ۸۲ نفر زنان، كودكان كم سن و سال، افراد سالمند و خانواده ‏اش پس از وداع با شهر پيامبر(ص) شب يكشنبه دو روز مانده به پايان ماه رجب (۲۸ رجب) سال ۶۰ هجرى مثل رشته ‏اى از نور در شب ظلمانى از مدينه به سوى محل مبارزه حركت نمود. ظاهراً حركت امام از مدينه به سوى مكه با سرعت انجام گرفته و در تاريخ از حوادث بين راه در اين سفر مطلب زيادى ثبت نشده است. حركت اصلى امام از مكه تا كربلا بوده و به طور مفصل مورد نظر مورخان واقع شده است.اقامت امام حسين(ع) در مكه و برخورد با مردم و تشكيل اجتماعات و گفتگوها، مردم را با انگيزه و اهداف امام، از امتناع  بيعت ‏با يزيد، آشنا كرده است . کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲

خبر امتناع حسين(ع) از بيعت با يزيد دهان به دهان ميگردد. سيل درخواست‏ها و نامه‏ ها آغاز ميگردد . مردم كوفه كه هنوز خاطرات حكومت علي (ع) را به ياد دارند از همه مصرترند كه  امام‌ به‌ طرف‌ كوفه‌ بيايند، امام‌ فرمود: من‌ فرستاده‌ خود را به‌ طرف‌ كوفه‌ مي‌فرستم‌ اگر گفت‌ كه‌ شما رأي‌ داديد پس‌ به‌ طرف‌ كوفه‌ خواهم‌ آمد . امام‌ فرستاده‌ هاي‌ خود را به‌ طرف‌ كوفه‌ فرستاد بعد از مدتي‌ براي‌ امام‌ نامه‌ نوشتند كه‌ هجده‌ هزار نفر با شما بيعت‌ مي‌كنند، پس‌ امام‌ تصميم‌ گرفت‌ به‌ طرف‌ كوفه‌ بيايند،عده‌اي‌ با توجه‌ به‌ سوابق‌ پيمان‌ شكني‌ كوفيان‌ امام‌ را از رفتن‌ به‌ كوفه‌ منع‌ كردند و به‌ماندن‌ درمكه‌ تشويق‌ مي‌نمودند. امام‌(ع) در جواب‌  آنان‌ فرمود: ناگزير به‌ اين‌ كار هستم‌ چون‌ اگر در مكه‌ بمانم‌ يزيد خونم‌ را در اين‌جا مي‌ريزد. کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲

مسلم بن عقیل به فرمان امام وارد كوفه شد و به خانه مختار ثقفى، كه از شيعيان خالص‏ حضرت على(ع) وعلاقه‏ مندان به اهل‏ بيت ‏بود، رفت . شيعيان، دسته دسته به خانه مختار مى‏ آمدند و با مسلم ديدار و بيعت مى‏كردند و مسلم هم نامه امام حسين(ع) را خطاب به مؤمنان و مسلمانان كوفه براى هر جماعتى از آنان مى‏خواند. روز به روز بر تعداد هواداران امام حسين(ع) كه با نماينده‏ اش مسلم،بيعت میكردند افزوده میشد تا اين كه پس از چند روز، به هزاران نفر مى‏رسيد.
مسلم‏ بن عقيل ، طى نامه‏ اى اوضاع را به امام گزارش داد و با بيان شرايط و زمينه مساعد براى نهضت ، از امام خواست كه به سوى كوفه بشتابد .

همچنین بخوانید :   شهادت 10 مرزبان غیور کشور در منطقه مرزی میرجاوه

نماينده رسمى امام، آمادگى مردم كوفه را تأييد كرده بود، و ديگر جاى تأمل نبود. چرا كه به طور مطمئن با توجه به نامه‏ ها و نامه مسلم، شرايط براى قيام عليه بنى‏ اميّه آماده شده بود. امام در رفتن تسريع كرد و ‌تصميم‌ گرفت‌ تا از حجاز روانه‌ عراق‌ شود. در آن‌ روزها امام‌ از حادثه‌ ديگري‌ آگاه‌ شد كه‌ او را به‌ بيرون‌ رفتن‌ از حجاز مصمم‌تر ساخت‌ او دانست‌ كه‌ فرستادگان‌ يزيد خود را به‌ مكه‌ رسانده‌اند تا درمراسم‌ حج‌ بر وي‌ حمله‌ كنند و ناگهان‌ او را بكشند.

امام خود مي‏گويد « براستى پدرم براى من حديث كرد كه شهر مكه را بزرگى است كه به وسيله او حرمت اين شهر شكسته شود ، و من دوست ندارم كه آن بزرگ من باشم و به خدا سوگند اگر من دو وجب بيرون مكه كشته شوم بهتر دوست دارم تا يك وجب و هر چه دورتر باشم از مكه و كشته شوم، پيش من محبوبتر است و به خدا سوگند اگر من در لانه جانورى از اين جانوران باشم مرا بيرون آورده تا آنچه را خواهند نسبت به من انجام دهند.» فرمود: «به خدا سوگند مرا رها نخواهند كرد تا وقتى كه قلبم را از درونم بيرون آورند.» اين نقل ها شاهد صدق اين گفته است كه به هر روى، آنان تصميم بر قتل او داشتند و اميدى به زنده بودن، به صورتى كه بيعتى صورت نگيرد، نمى‏توانسته وجود داشته باشد. کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲

خبر ارسال‌ نامه‌هاي‌ مردم‌كوفه‌ و دعوت‌ از امام‌ حسين‌ (ع) براي‌ آمدن‌ به‌ آن‌ شهر يزيد را نگران‌ ساخت‌ و پس‌ ازمشورت‌ با مشاوران‌ خود تصميم‌ گرفت‌ تا «نعمان‌ بن‌ بشير» را از حكومت‌ كوفه‌ معزول‌ و «عبيدالله‌ بن‌ زياد» حاكم‌ بصره‌ را با حفظ‌ سمت‌ به‌ حكومت‌ كوفه‌ منصوب‌ نمايد . عبيدالله‌ پس‌ از دريافت‌ فرمان‌ يزيد مبني‌ بر انتصاب‌ وي‌ به‌ حكومت‌ كوفه‌ به‌ اتفاق‌ تعدادي‌ از همراهانش‌ به‌ صورت‌ مخفيانه‌ وارد كوفه‌ شد تا ضمن‌ آزمايش‌ واكنش‌ مردم‌ و ميزان‌ علاقه‌ آنان‌ به‌ امام‌ حسين‌ (ع) ، رهبران‌ مخالفان‌ يزيد را شناسايي‌ نمايد.مردم‌ كوفه‌ كه‌ با استبداد شديد عبيدالله‌ بن‌ زياد مواجه‌ شدند به‌ تدريج‌ مسلم‌ را تنهاگذاشته‌ و از بيعت‌ خود عقب‌ نشيني‌ كردند.

همچنین بخوانید :   همراه با کاروان امام حسین از مکه تا کربلا 8
همراه با کاروان امام حسین از مکه تا کربلا 2
همراه با کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲

حرکت به سمت کوفه

امام‌ حسين‌ (ع) پس‌ از دريافت‌ نامه مسلم‌ بن‌ عقيل‌ و احساس‌ خطر از دژخيمان‌ يزيد، احرام‌ حج‌ خود را به‌ عمره‌ تبديل‌ كرد و پس‌ از انجام‌ مراسم‌ عمره‌ از احرام‌ بيرون‌ آمدو در روز سه‌ شنبه‌ روز ترويه‌ (هشتم‌ ذي‌ الحجه‌ سال‌ ۶۰ ه . ق‌) پس‌ از شصت‌ وپنج‌ روزاقامت‌ در مكه‌ به‌ اتفاق‌ حدود هشتادو شش‌ نفر مرد از شيعيان‌ و دوستان‌ و خانواده‌ خود ازمكه‌ بيرون‌ آمده‌ و به‌ سوي‌ عراق‌ حركت‌ كرد . در كوفه همين‌ كه‌ خبر دستگيري‌ و زنداني‌ شدن هاني‌ که به مسلم پناه داده بود در شهر منتشر شد، مسلم‌ دانست‌ كه‌ ديگر درنگ‌ جايز نيست‌ و بايد از نهان‌گاه‌ بيرون‌ آيد و جنگ‌ را آغاز كند. کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲

پس‌ جارچيان‌خود را فرستاد تا مردم‌ را آگاه‌ سازند. نوشته‌اند از هيجده‌ هزار تن‌ كه‌ با او بيعت‌ كرده‌ بودندچهار هزار تن‌ در خانه‌ هاني‌ و خانه‌هاي‌ اطراف‌ گرد آمده‌ بودند. مسلم‌ آنان‌ را به‌ دسته‌هايي‌ تقسيم‌ كرد و هر دسته‌اي‌ را به‌ يكي‌ از بزرگان‌ شيعه‌ سپرد. دسته‌اي‌ از اين‌ جمعيت‌ به‌ قصر ابن‌ زياد روانه‌ شدند، ولي‌ ابن‌ زياد موفق‌ شد آن‌ مردم‌ بي‌ تدبير را با ايجاد اختلاف‌ و استفاده‌ از حربه‌ تهديد متفرق‌ سازد. نتيجه‌ اين‌ شد كه‌ در شامگاه‌ آن‌ روز جز سي‌ تن‌ با او نماندند. چون‌ نماز مغرب‌ را خواند. يك‌ تن‌ از ياران‌ خود را همراه‌ نداشت‌.

مسلم‌ چون‌ نماز شام‌ را خواند و خود را تنها ديد در كوچه‌هاي‌ كوفه‌ سرگردان‌ شد، درحالي‌ كه‌ گروه‌ زيادي‌ در جستجوي‌ وي‌ بودند، تا سرانجام‌ زني‌ به‌ نام‌ «طوعه‌» كه‌ از شيعيان‌على‌ (ع) بود او را درون‌ خانه‌ برد و پناه‌ داد. اما شب‌ هنگام‌ پسر وي‌ از وجود مسلم‌ در خانه‌مطلع‌ شد و به‌ ماموران‌ عبيدالله‌ خبر داد. همين‌ كه‌ ابن‌ زياد پناهگاه‌ مسلم‌ را دانست‌،«محمد اشعث‌» را با شصت‌ يا هفتاد تن‌ براي‌ دستگيري‌ وي‌ فرستاد .مسلم‌ پس‌ ازدرگيري‌ با ماموران‌ ابن‌ زياد و نشان‌ دادن‌ رشادت‌ها و شجاعت‌هاي‌ بسيار، مجروح‌ و دستگير شد . کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲

شهادت مسلم

مسلم را به بالاى دارالاماره مي بردند، در حالى كه نام خدا بر زبانش بود، تكبير مي‏گفت، خدا را تسبيح مي‏كرد و بر پيامبر خدا و فرشتگان الهى درود مي‏فرستاد و مي‏گفت: خدايا! تو خود ميان ما و اين فريبكاران نيرنگ‏ باز كه دست از يارى ما كشيدند، حكم كن! با ضربت‏ شمشير، سر از بدنش جدا كردند، و… پيكر خونين اين شهيد آزاده و شجاع را از آن بالا به پايين انداختند و مردم نيز هلهله و سر و صداى زيادى به پا كردند. کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲

پس از شهادت مسلم، به سراغ «هانى‏» رفتند و با دو ضربت، سر اين انسان والا و حامى بزرگ مسلم را از بدن جدا كردند. درحاليکه اين چنين با خداي خود ميگفت: «بازگشت‏ به سوى خداست. خدايا مرا به سوى رحمت و رضوان خويش ببر!»  بدن هانى را هم به طنابى بستند و در كوچه ‏ها و گذرها بر خاك كشيدند. خبر اين بيحرمتى به مذحجيان (قبیله ای که طرفدار اهل بیت بودند )رسيد. اسب سوارانشان حمله كردند و پس از درگيرى با نيروهاى ابن‏ زياد بدن هانى و مسلم را گرفتند و غسل دادند و بر آنها نماز خواندند و دفن كردند، در حالى كه جسد مسلم، بي ‏سر بود. آن روز، تنى چند از سرداران اسلام هم دستگير شده و به شهادت رسيدند و اجساد مطهرشان در كنار آن دو قهرمان رشيد به خاك سپرده شد و در روز نهم ذيحجه، كربلاى كوچكى در كوفه بر پا شد و يادشان به جاودانگى پيوست.

همچنین بخوانید :   دعای عرفه امام حسین علیه السلام و نکات مهمی در مورد آن

در مسیر کوفه زهير‏بن‏ قين در منطقه زرود به جمع ياران امام پيوست . زهـيـر از لحاظ عـقـيـده , عـثـمـانى بود و علاقه اى به اهل بيت نداشت وى ازمحترمين طايفه خود بود در كوفه زندگى مى كرد ودر ميدانهاى جنگ , رشادتهايى ازخود نشان داده است . در سال شصت همراه خانواده اش به حج رفت ودر مراجعت مسير حركت او با قافله امام حسين (ع ) يـكـى گرديد, منتها از اينكه با حضرت برخورد كند پرهيزمى كرد به اين نحو كه اگر حضرت راه مـى رفت , او مى ايستاد واگر امام (ع ) توقف مى كرد او حركت مى نمود تا بالاخره در منزلى به ناچار هـر دو رحل اقامت افكندند , منتها با فاصله از همديگر, زهير با خانواده اش مشغول غذا خوردن بود كـه قـاصـد امام حسين (ع ) آمد وچنين گفت : ” ان ابا عبداللّه الحسين (ع ) بعثني اليك لتاتيه ” با شـنيدن اين پيغام , لقمه غذا از دست همه افتاد وحالت تحير و سكون به همه آنان دست داد زوجه زهير گفت : چرا نشسته اى ؟ زهير حركت كرد و شرفياب حضور امام (ع ) گشت , در اين تشرف چه گفته و شنيده شد, تاريخ مطلبى راضبط نكرده است , همينقدر آمده كه زهير با حالت خوشحالى و بشارت برگشت و اثاثيه خود را از ساير اثاثيه ها جدا كرد و حسينى شد . در شب عاشورا هم آن وقتى كه امام (ع )بيعت خود را از اصحاب برداشت زهير برخاست و گفت : ” به خدا قسم ! دوست دارم كشته شوم , بعد زنده شوم , باز كشته شوم وبعد زنده شوم تا هزار مرتبه , تا بدينوسيله خداوند متعال , مرگ را از شما و از جوانان اين خاندان دفع كند “. کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲

امام در روز ۲۲  ذى الحجه سال‌ شصتم هجرى قمرى به ثعلبیه وارد شد و شب را در آن جا ماند.مردی نصرانی با مادرش مسلمان شد و همراه او رهسپار کربلا شدند. در ثعلبيه بود كه خبر شهادت مسلم‏ بن‏ عقيل و هاني‏ بن‏ عروه را به امام دادند . امام حسين عليه السلام در بين راه شخصى را ديدند كه از طرف كوفه به اين طرف مى‏ آمد. (در سرزمين عربستان جاده و راه شوسه نبوده كه از كنار يكديگر رد بشوند.بيابان بوده است،و افرادى كه در جهت‏ خلاف هم حركت مى‏كردند،با فواصلى از يكديگر رد مى‏شدند.) لحظه‏ اى توقف كردند به علامت اينكه من با تو كار دارم،و مى‏گويند اين شخص امام حسين عليه السلام را مى‏شناخت و از طرف ديگر حامل خبر اسف آورى بود. فهميد كه اگر نزد امام حسين برود،از او خواهد پرسيد كه از كوفه چه خبر،و بايد خبر بدى را به ايشان بدهد.نخواست آن خبر را بدهد و لذا راهش را كج كرد و رفت طرف ديگر.دو نفر ديگر از قبيله بنى اسد كه در مكه بودند و در اعمال حج ‏شركت كرده بودند،بعد از آنكه كار حجشان به پايان رسيد،چون قصد نصرت امام حسين را داشتند،به سرعت از پشت‏ سر ايشان حركت كردند تا خودشان را به قافله ابا عبد الله برسانند. کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲

همراه با کاروان امام حسین از مکه تا کربلا ۲ نوشته شده در تاریخ : توسط کاربر
به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 2 =

اینم جالبه

شرایط دریافت ویزای اربعین حسینی ۹۶

شرایط دریافت ویزای اربعین حسینی همه ساله خیل عظیم مشتاقان زیارت اباعبدالله الحسین (ع) بسوی…